پیام روز : خنده تاریخ انقضا نداره !!!

امروز سه شنبه , ۱۰ شهریور , ۱۳۹۴ شما در فاز اس ام اس هستید.

تبلیغات تبلیغات
وبلاگicon

شب قدر است و قدر آن بدانیم / نماز و جوشن و قرآن بخوانیم به درگاه خدا غفران و توبه / به شرطی که سر پیمان بمانیم

خاطرات خنده دار جدید ۱۵

با داداشم رفتيم تو يه سايت خريد اينترنتي محصولات تخفيف ويژشو نگاه ميكنيم رسيديم به يه تلوزيون قيمتش ۱۳۰ ميليون بود!!! ۰_۰
بعد تخفيف خورده بود شده بود ۱۰۰ ميليون !
با داداشم به اين نتيجه رسيديم كه ما فقط تخفيفشو بگيريم ^_^
داداشم كامنت گذاشت شماره حسابشو گفت تخفيف تلوزيونو براش واريز كنن ، فقط مدير سايت جوابمونو يه جوري داده كه صب تا حالا دارم دنبال معنيش توي گوگل ميگردم ، گوگل ميگه : روم نميشه جواب بدم . خيلي بي منطق بود خب ما فقط تخفيف ميخواستيم :)))

فرستنده : ابـــرو خـفـــــــن
ادامه خواندن

خاطرات خنده دار جدید ۱۳

من بدبخت هر روز باید از گرما بیدار شم.یبار نشد بزارن یه خواب راحت بکنیم.اونم تو هوای ۵۰ درجه ی دزفول.منم دیشب خواب دیدم لباس پوشیدم دارم میرم باشگاه.بگو خب،(یاد بگیرید از علائم نگارشی استفاده کنید.)رسیدم اونجا میبینم زیر لباسی که پوشیدم کلی ژاکت هست.شروع کردم هی ژاکت دراوردم هی ژاکت دراوردم تازه جالبیش اینه که بین اون همه ژاکت یه کافشنم بود.رسیدم به لباس آخری درش میاوردم دوباره میدیدم تنمه.بعد یهو از خواب پریدم.
شبای احیا نزدیکه تو رو خدا همه مریضارو دعا کنید.بابا طچگر

فرستنده : ARNO
ادامه خواندن

خاطرات خنده دار جدید ۱۴

دوران دبـیرسـتـان کـه بـودم فـوتـبـال رو بـه صـورت حـرفـه ای دنـبـال مـی کـردم یـه بـار کـه از بـاشـگاه بـرمـی گـشـتـم دسـتـم یـه مـدال بـا حـکـم قـهـرمـانـی بـود اومـدم خـونـه پـدربـزرگـم مـنو دیـد صـدام کـرد عـبـاس جـان ایـن چـیه دسـتـت آقـاجون ؟؟؟
گـفـتـم حـکـم قـهـرمـانـیـه آقـاجـون!!!
گـفت بـابـاجـان قـهـرمـانی خـوبـه ولـی تـو زنـدگـیـت یـاد بـگـیـر پـهلـوون بـاشـی ایـن مـدال و حـکـم چـار روز دیـگ فـرامـوش مـیشـه ولـی اخـلاق خـوب هـمـیشـه مـونـدگـاره و از آدم بـاقـی مـی مـونه….
یـه کـم بـه حـرفـش فـکـر کـردم خـیـلی روم تـاثـیـر گـذاشت جـوری کـه دیـگ قـید قـهرمـانی و ورزش رو زدم و از فـرداش رفـتـم سـفره خـونـه قـلـیون رو شـروع کـردم !!! :))

فرستنده : abas_m223
ادامه خواندن

خاطرات خنده دار جدید ۱۲

یه بار سر زنگ ریاضی بودیم
اقای ص اومد یه ۷ بنویسه شبیه کلاغایی که بچه بودیم میکشیدیم
اون شکلی ۷نوشت
من اومدم بگم عه ما بچه بودیم از این کلاغا میکشیدیم
با صدای بلند گفتم:
ما کلاغ بودیم این جوری بچه میکشیدیم
من:ِD

اون روز اشکه بچه ها از خندیدن به سوتی من دراومده بود
خدایا منو از این بچه ها و مدرسه نگیر
آمیـــــــــــــــــــن

فرستنده : محمد رضا ronaldo
ادامه خواندن

خاطرات خنده دار جدید ۱۱

یه بار با دوستم رفته بودم رستوران من کوبیده سفارش دادم دوستم کباب برگ سفارش داد .وقتی غذا رو آوردن برای دوستم هم اشتباهی کوبیده آورده بودن .دوستم گفت آقا من که کوبیده سفارش نداده بودم من نکوبیده می خواستم. گارسون اینقدر خندید که پهن شد کف زمین . بعد که بلند شد رفت غذا رو بیاره من و دوستم دیدیم آبرو برامون نمونده از پنجره رستوران در رفتیم.

فرستنده : صادق . خندان
ادامه خواندن

خاطرات خنده دار جدید ۱۰

من کلا معروفم به خنده هام یعنی خیلی خیلی کم پیش میاد تو صورت من لبخند نباشه
مامانم نشسته بود آلبوم من نگاه میکرد بابام هم داشت تلوزیون نگاه میکرد
مامانم:آقا بدو بیا یه عکس پیدا کردم این دختره نیشش بسته است!!!!!
بابام با دو امد:مگه میشه؟!مگه داریم؟!
حالا عکس مال۴سالگیمه نمیدونم چرا بغض کرده بودم!!!!!!!!!
من:-(
خوش اخلاقیم@_@
رامبد جوان که این همه میگه بخندیدo_O
مامان و بابام:-)
آیا مسخره کردن یک فروند دختر خوش رو کار خوبیست؟!آیا من هم باید به دنبال پدر و مادر واقعی خود بگردم؟!!

فرستنده : faeze
ادامه خواندن

خاطرات خنده دار جدید ۹

پارسال رفتيم مشهد براي زيارت و ديدن فاميل بابام
تقريبا ۱۲ سال ميشد كه نديده بوديمشون
بچه بوديم بين همبازيا يه پسري بود به نام افشين كه خيلي چاق و تپل بود و همش مامانش ميگفت اينقدر نخور!!!!
منم طبق تصوير ذهني اي كه از بچگي داشتم فكر ميكردم كه حالا بايه پسري روبه رو ميشم با حداقل ۱۲۰ كيلو وزن
خلاصه همه اومدن سلام احوال پرسي كرديم غير از افشين!!!
به مامانم گفتم پس افشين كدومه؟؟
مامانم گفت پيش خواهرش شيرين وايساده
حالا منO_0 يه پسر خوشتيپ و قد بلند و خوش هيكل يه چيزي تو مايه هاي اين سوپراستارا ديدم
يه دفعه جمع ساكت شد ومنم حواسم نبود
بلند گفتم نه بابا افشين الان لااقل بايد ۱۲۰ كيلو باشه^__^
همه فاميل زدن زير خنده
حالا من 😐
افشين O__0
سايرين حاضر در سالن :)))))

فرستنده : وروجك اقاي كليدساز
ادامه خواندن

خاطرات خنده دار جدید ۸

فقط شما وقتی معلمتون میگفت شعر حفظ کنین بعد فرداش که میومدین شعرو حفظ نکرده بودین مختون از مخ انیشتین قوی تر میشد یا فقط من اینتوریم؟!؟!؟
یادش بخیر یه شعر چهارده بیتی رو توی دو دقیقه و پنجاه و هفت ثانیه حفظ کردم!!!!
تا تو موقعیت قرار نگیرین درک نمیکنین…….
لایک کن برات دعا میکنم اینجوری شی…….
خخخخخخخخخخخخخخخخ

فرستنده : Assisin Crid
ادامه خواندن

خاطرات خنده دار جدید ۷

دقت کردین
بعضی افراد طاقت دیدنه موفقیت بقیه روندارن
تا میبینن یکی از خودشون بالاترو بهتره سوژه اش میکنن
خیلی مسخره ان این دسته از افراد

فرستنده : ***shaghayegh***
ادامه خواندن

خاطرات خنده دار جدید ۶

یه روز تو صف خودپرداز با یکی دعوام شد (لفظی)
نا محسوس مث ژله میلرزیدم
بعد یکی از درون بم میگف ممد کماندو ( حالا تو فک کن پاندا کونگ فو کار ) تو میترکونیش ، اره میتونی
یکی دیگه میگف نه خر نشو پسر داغونت میکنه
خلاصه ختم به خیر شد
اومدم خونه گفتم مامان با یه کله خری دعوام شد اون یارو از سیبیلوها بودا ، دید من از اون خرترم کوتاه اومد
یه رستمی شده بودم اون موقع ‎:D
خودمΘ_Θ

فرستنده : m2344
ادامه خواندن
صفحه 1 از 212